خانم دکتر عزیز من به خاطر حرف شما باید یه نظر سنجی
تو وبلاگ بذارم
به داداشم و دوستام سپردم بخونن و بعدنظر
بدن شاید بعضی مطالب وبلاگ غمگولانه باشه ولی ربطی
به عشق و این جور چیزا نداره
متن های طنز و پست های
مختلف هم داره تعجب میکنم چرا می گین انگار یه
شکست عشقی خوردم ![]()
خودتون هم خوب می دونین
این چیزا خیلی بی معنی و خنده داره ![]()
لا اقل برا من یو هم که منو می شناسین![]()
I AM NOT THE TYPE TO GET MY HEART BROKEN
از اون دخترايي نيستم كه بذارم قلبمو بشكونن
I am not the type to get upset and cry
يا غمگين شم و گريه كنم
Cause I never leave my heart open
چون هيچ وقت قلبمو برا كسي باز نگذاشتم
Realationships don't get deep to me...
به اين روابط زياد علاقه ندارم
ترجمه ي hot translationlyrics
در هر حال از کامنت شفاهیتون ممنونم![]()
![]()
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مردی داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت:- اگر يك قدم ديگه جلو بروي كشته مي شوي . مرد ايستاد و در همان لجظه آجري از بالا افتاد جلوي پایش.
مرد نفس راحتي كشيد و با تعجب دوروبرش را نگاه كرد اما كسي را نديد .
بهر حال نجات پيدا كرده بود .
به راهش ادامه داد .به محض اينكه مي خواست از خيابان رد بشود باز همان صدا گفت :
- بايست
مرد ايستاد و در همان لحظه ماشيني با سرعتی عجيب از کنارش رد شد .بازهم نجات پيدا كرده بود .
مرد پرسيد تو كي هستي و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم .
مرد فكري كرد و گفت :
- اون موقعي كه من داشتم ازدواج مي كردم کدام گوری بودي ![]()
هر گاه با دیگران بودم خود را تنها می دیدم. تنها با خودم، تنها نبودم اما،
اما اکنون نمی دانم این "خودم" کیست؟ کدام است؟
هر گاه تنها می شوم گروهی خود را در من می آویزند که منم و
من با وحشت و پریشانی و بیگانگی در چهره هر یک خیره می شوم
و خود را نمی شناسم! نمی دانم کدامم؟
می بینی که چه پریشانی ها در بکاربردن این این ضمیر اول شخص دارم،
متکلم! نمی دانم بگویم از اینها من کدامم یا از اینها من کدام است؟
پس آنکه تردید می کند و در میان این "من" ها سراسیمه می گردد و می جوید کیست؟
من همان نیستم؟ اگر آری پس آنکه این من را نیز هم اکنون نشانم می دهد کیست؟
اوه که خسته شدم! باید رها کنم. رها میکنم اما چگونه می توانم تحمل کنم؟
تا کنون همه رنج تحمل دیگران را داشتم و اکنون تحمل خودم رنج آورتر شده است.
می بینی که چگونه از تنهایی نیز محروم شدم؟
«کلاس پنجم که بودم پسر درشت هيکلي در ته کلاس ما مي نشست که براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ،آن هم به سه دليل ؛ اول آنکه کچل بود، دوم اينکه سيگار مي کشيد و سوم - که از همه تهوع آور بود- اينکه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالي گذشت يک روز که با همسرم از خيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم در حاليکه خودم زن داشتم ،سيگار مي کشيدم و کچل شده بودم
چه بى تابانه مى خواهمت،
چه بى تابانه تو را طلب مى كنم !
اى دوريت آزمون تلخ زنده به گورى...
...................................................
پدر
اگر تو باز نگردى
اميد آمدنت را به گور خواهم برد،
و كس نمى داند كه در فراق تو ديگر
چگونه خواهم زيست؟
چگونه خواهم مرد؟
۱۲ سال و ۷ ماه و ۷ روز می گذره هنوزم باورم نمی شه همش فکر می کنم
بالاخره پا میشم می بینم یه خواب بوده یه خواب دهشتزا...
چند روزه نمی دونم چرا نمی تونم آروم بگیرم
رفته اى اينك و اما آيا
باز بر مى گردى؟
چه تمناى محالى دارم!
خنده ام مى گيرد!
به زن بودن خود افتخار كنيد
1. نام هر گل زيبايي که در طبيعت است را روي شما ميگذارند .
۲. هنگامي که يکم رنگ پريده يا بيمار هستيد ميتوانيد با وسايل ارايش خود را زيبا تر کنيد .
۳. تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال چشم و ابروي شما را ستوده اند .
۴. مجبور نيستيد سر کار برويد وپول يک ماه کار وتلاش را گوشت و نخود و لوبيا بدهيد.
۵. عمرتان بسيار طولاني است .
۶. به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت که لازم بود گريه کنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نکرده تا سکته نکنيد .
۷. انقدر حرف براي گفتن داريد که هيچ وقت کم نمياوريد .
۸. هميشه يک عالمه دوست و رفيق ناب داريد و کم تر گرفتار رفيق نارفيق مي شويد .
۹. عشق وهنر ابداع شماست .
۱۰. هميشه جوانتر از سنتان هستيد و هيچکش نميداند شما چند ساله ايد .
۱۱. از نه سالگي به بلوغ عقلي وجسمي ميرسيد حالاحالا ها مردها بايد بدوند تا به پاي شما برسند .
۱۲. بهشت زير پاي شماست .
۱۳. اگر موهايتان مرتب نبود با وقتي براي مرتب کردنشان نداشتيد با سر کردن يک روسري قضييه حل ميشود .
۱۴. هميشه در کيفتان اينه داريد .
۱۵. هميشه تميز وخوشبو هستيد .
۱۶. هميشه يک مقدار پول براي روز مبدا داريد که کسي جز خودتان از ان خبر ندارد .
۱۷. به وزنتان اهميت ميدهيد و شکمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نميشود .
۱۸. مجبور نيستيد که از اين خانه به آن خانه برويد و خواستگاري کنيد . مثل خانمها در خانه ميشينيد تا اقايون با کلي منت و خواهش و التماس و گل وهديه از شما اجازه حضور بگيرند .
۱۹. ميتونيد موهاتون بلند يا کوتاه کنيد يا هر لباسي که دوست داريد بپوشيد ( دامن يا شلوار) يا هر کفشي که دوست داريد به پا کنيد از اسپرت گرفته تا کفش 10 سانتي .
۲۰. حق تقدم با شماست .
۲۱. هرگز از فرط خشم نعره نميزنيد وخون به راه نمي اندازيد .
۲۲. ضعيف کش نيستيد ودق و دلي چند ساله را تو خونه خالي نمي کنيد .
و در آخر هميشه گل هستيد و گل خواهيد ماند
به مرد بودن خود افتخار كنيد
1. هميشه از نام خانوادگي شما استفاده مي شود .
2. مدت زمان مكالمهي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است .
3. براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد .
4. در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز ميكنيد .
5. دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند .
6. جنسيت شما در موقع مصاحبهي استخدام مطرح نيست .
7. لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد .
8. ظرف مدت 10دقيقه ميتوانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد .
9. اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نميگيرد .
10. رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است .
11. با يك دسته گل ميتوانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد .
12. وقتي مهمان به خانهي شما ميآيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد .
13. بدون هديه ميتوانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد .
14. ميتوانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد .
15. حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابهي داخلي يا خارجي بلد هستيد .
16. ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد .
17. هر ساعتي دلتون بخواد ميتونيد از خونه بيرون بريد و هر ساعتي دلتون بخواد ميتونين برگردين .
18. همكارانتان نميتوانند اشك شما در بياورند .
و در آخر روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد
*********************************
ما در زندگی 3 مرحله احمقانه داریم
دوره نو جوانی
زمان + انرژی داریم ............... پول نداریم
سن کار
پول + انرژی داریم ........... زمان نداریم
سن پیری
زمان + پول داریم .............. انرژی نداریم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یک خانم و یک آقا که سوار قطاری به مقصدی خیلی دور شده بودند، بعد از حرکت قطار متوجه شدند که در این کوپه درجه یک که تختخواب دار هم میباشد ، با هم تنها هستند و هیچ مسافر دیگری وارد کوپه نخواهد شد
ساعتها سفر در سکوت محض گذشت و مرد مشغول مطالعه و زن مشغول بافتنی بافتن بود
شب که وقت خواب رسید خانم تخت طبقه بالا و آقا تخت طبقه پایین را اشغال کردند. اما مدتی نگذشته بود که خانم از طبقه بالا، دولا شد و آقا را صدا زد و گفت: ببخشید! میشه یه لطفی در حق من بفرمایید؟
!خواهش میکنم-
من خیلی سردمه. میشه از مهماندار قطار برای من یک پتوی اضافی بگیرید؟-
!من یه پیشنهاد دارم-
چه پیشنهادی؟-
.فقط برای همین امشب، تصور کنیم که زن و شوهر هستیم-
:زن ریزخندی کرد و با شیطنت گفت
!چه اشکال داره ، موافقم-
قبول؟-
!قبول-
خب، حالا مثل بچه آدم خودت پاشو ، برو از مهموندار پتو بگیر. من خوابم میآد-
دیگه هم مزاحم من نشو صحبت هم نباشه ![]()